"فرزندســــــــــــوم پاییز...!"

مَن دُختَــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــر آذَریم!

فَـرزَنـد ســــــ ــــــوم پاییز . . . !

حال و اَحوالَــــ ـــــم پاییزیست !

ساعَتی آفتــــــــــابی . . .

ساعتی اَبـــــ ـــــری . . .

گاهی طوفـــ ــانی . . . 

ولـی همیشه سبــــــــــ ـــــــــــز . . .!

 

  

/ 151 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشـکـــ مترسکــــღ

این شعر که روی دفترم کِز کرده خاطره ای ست که تو جا گذاشته ای از سیاره ات نگاه کن و جای خالی ات را لابه لای سطرهای روشنم ببین بیا کنارم بمان و بدان این شعر شعری Selfie ست

اشـکـــ مترسکــــღ

این همه “دوستت دارم” را برای کدام روز مبادا کنار گذاشته ای باور کن مردگان بوی گل را استشمام نمیکنند

اشـکـــ مترسکــــღ

با یاد تو با فرض بودنت اینهمه قهوه خورده ام باز تو در فال دیگرانی!با یاد تو با فرض بودنت اینهمه قهوه خورده ام باز تو در فال دیگرانی!

اشـکـــ مترسکــــღ

عاشقی تنها مختص به زن و مرد نیست و نخواهد بود … می توان عاشقِ زندگی بود و زندگی کرد می توان عاشقِ گلدان های کنارِ پنجره بود و لذت برد می توان عاشقِ دست هایِ پینه بسته ی پدر بود و آن را بوسید می توان عاشقِ صدایِ دلنوازِ موج هایِ دریا بود و آن را با عشق شنید می توان عاشقِ نگاهِ همیشگی و لبخندِ خدا بود و امیدوار به بَخشِشش عاشقی که تنها مختص به زن و مرد نیست … بیایید از همین لحظه، هر که پرسید: عاشقی یا نه؟ سرمان را بالا بگیریم لبخندی بزنیم و بگوییم: آری عاشِـــــــقـم عاشقِ هرکسی و هرچیزی که امید و عشق را در من زنده کند …

اشـکـــ مترسکــــღ

دستانم را می توانی ببندی پاهایم را می توانی ببندی دهانم را می توانی ببندی اما ذهنم را هرگز! یک روز از ذهن من از ذهن تو از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی به آسمان خواهد پرید

اشـکـــ مترسکــــღ

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند، خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم زندگی است دیگر … یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی، یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی … هر چه هست داستان یک لحظه است، یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت اصلا یک “فرصت” را بگذاری که بگذرد؛ “این زمان” میشود ” آن زمان ” … میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته، سرد شده، از دهان افتاده … طعم تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوش نمی آید … خورده نمیشود که نمی شود، باید بریزیش دور … “فرصت” را که بگذاری بگذرد میشود مثل آبِ تنگِ ماهی که به وقتش عوض نشود آنوقت دیگر آن ماهی هم ماهی نمی شود …

˙·٠♥ ساحل ♥٠·˙

همه ی نظراتت که غیرفعاله؟؟؟؟؟؟؟یکی رو باز کن خب عزیزم...........[قلب]